عنوان کامل پایان نامه :

 تحلیل تطبیقی بافت شهر اردبیل

قسمتی از متن پایان نامه :

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

مبانی نظری در مورد شکل گیری حاشیه‏نشینی

در ارتباط با علت یابی و شناخت زمینه‏های حاشیه نشینی ، نظریات متفاوتی ارائه شده می باشد. این نظریات متفاوت، اگرچه تا حد زیادی ناشی از وجوه مختلف حاشیه نشینی می باشد ، لیکن تعلق صاحب نظران به دیدگاه‏ها و مکاتب فکری گوناگون، سهم مهمی در این امر دارد. در اینجا کوشش می‏گردد علل حاشیه نشینی از دیدگاه‏های مختلف مورد مطالعه قرار گیرد.

2-3-6-1- دیدگاه‏های لیبرالیستی

این دیدگاه‏ها اکثراً خاص کشورهایی که با نظام اقتصاد آزاد اداره می‏شوند ، به ویژه ایالات متحده امریکا ، می‏باشد. این دیدگاه‏ها تحت تأثیر فلسفه‏ی پوزیتویسم قرار دارند و از مطالعه سطحی علل و عوامل مختلف تجاوز نمی‏کنند. این امر شاید ناشی از تعهدی باشد که علم (به مفهوم جدید آن) نسبت به نظام سرمایه داری و طبقات حاکم و حاکمیت کشورهای کانونی برعهده گرفته می باشد. بسیاری از محققان لیبرالیست ، که از معتقدان و مبلغان مکتب کارکرد گرایی می‏باشند ، علت عمده‏ی حاشیه‏نشینی را ناشی از کارکرد جاذبه‏های شهری و دافعه‏های روستایی به شمار می‏آورند. به نظر آنها افزایش جمعیت یکی از علل مهمی می باشد که زمینه را برای مهاجرت مازاد نیروی کار روستایی فراهم می‏آورد. «عدم دسترسی مهاجرین به مشاغل اقتصادی شهری ، همراه با فقر اقتصادی و عدم تخصص آنها موجب می‏گردد که آنها مجبور شوند آلونک‏ها و زاغه‏هایی را که در اغلب موارد ، فاقد هرگونه تسهیلات شهری ، از قبیل آب و برق و تلفن می باشد ، برای زندگی برگزینند ( عابدین درکوش ، 1372 ، 122 ).

بعضی دیگر از کارکرد گرایان به عوامل دیگری ، غیر از افزایش جمعیت تأکید نموده‏اند ، به عنوان مثال هوم هویتHome Hoyt عوامل فیزیکی ، مانند زمین‏های رها شده و اراضی نامناسب شهری ، و آبرامز (Abrams) ، بالابودن قیمت زمین و مسکن و بعضی دیگر ، عوامل اقلیمی را زمینه ساز هجوم مهاجران به مناطق خاصی از شهرها و ایجاد حاشیه نشینی و زاغه نشینی می‏دانند.

2-3-6-2- دیدگاه ساختارگرایان

رادیکالیست‏ها ، که اکثراً از دیدگاه اقتصاد سیاسی به مسائل می‏نگرند ، اگر چه در قبول این اصل ، که حاشیه نشینی در کشورهای در حال توسعه ، نتیجه‏ی مهاجرت از روستاها و شهرهای کوچک به شهرهای بزرگ می‏باشد ، با لیبرالیست‏ها هم عقیده هستند ، لیکن برخلاف لیبرالیست‏ها ، این مهاجرت‏ها را ناشی از خصوصیات کارکردی شهرها نمی‏دانند ، بلکه ساختار اقتصادی نابسامان کشورهای در حال توسعه را ، که ناشی از ادغام کشورهای مزبور در نظام اقتصادی و تجارت جهانی می باشد ، در این امر دخیل می‏دانند. تحلیل گران اقتصاد سیاسی عقیده دارند: «هنگامی که مناطق دارای اقتصاد معیشتی به جرگه‏ی بازار وارد می‏شوند… تولیدات بومی… جای خود را غالباً به یکی دو محصول عمده خواهند داد و… جمعیت زیادی به علت دگرگونی ساخت‏های تولیدی ، به صورت نیروی کار آزاد شده درآمده ، موج‏های عظیم مهاجرتی را موجب می‏شوند. یکی دیگر از عواملی که به عقیده‏ی رادیکالیست‏ها ، زمینه‏ی حاشیه‏نشینی را فراهم می‏آورد ، اقتباس کشورهای در حال توسعه از الگوهای توسعه‏ی کشورهای سرمایه داری صنعتی می‏باشد. این تحلیل گران عقیده دارند چنین الگوهایی به دلیل آنکه صنعت محور هستند ، ساختار اقتصادی کشورهای در حال توسعه را در هم می‏ریزد. یکی از نتایج منطقی چنین الگوهایی (مانند: الگوی توسعه‏ی خطی روستو و راهبرد قطبی رشد) ، که توسط مکتب نوسازی (Modernization) تبلیغ و ترویج می‏گردد ، افزایش جمعیت شهری و ایجاد شهرهای مسلط با جاذبه‏های شغلی و خدماتی ، آن هم در شرایطی می باشد که به دلیل برهم ریختن ساختار اقتصاد سنتی ، بخش کشاورزی تحت‏الشعاع صنعت مونتاژ و فعالیت‏های بخش خدمات قرار گرفته و مازاد نیروی کار روستایی را ناگزیر از مهاجرت به شهرهای بزرگ می‏نماید.

سوالات یا اهداف این پایان نامه :

اهداف این پژوهش را می توان در دو بخش کلان وخرد تقسیم نمود.

– اهداف کلان

  • مطالعه مقایسه ای بافت مرکزی با بافت حاشیه ای

– اهداف خرد

  • تحلیل و مطالعه کاربری اراضی در بافت مرکزی وحاشیه ای
  • مطالعه فیزیکی وکالبدی بافت مرکزی بافت حاشیه ای با هم دیگر
  • خدمات اجتماعی ای که در هر دو بافت به ساکنین شهر ارائه می دهند

 دانلود متن کامل پایان نامه جغرافیا در لینک پایین صفحه